تبليغاتX
صفحه اخبار وبلاگparvizyahaghi.blogfa.com
home
music
gallery
albums
contact_us
news



در صفحه اخبار وبلاگ می توانید اخبار و رویداد های مختلف مربوط به هنر و موسیقی را بخوانید ::::::::::: دوستان عزیز اینجا صفحه اخبار مختلف مربوط به وبلاگ پرویز یاحقی می باشد ::::::::: Com here and read all of daily News about Art & Music ::::::::::::


 

ناسا و موسیقی بیتلز

 

سازمان فضايي آمريكا (ناسا) قصد دارد براي اولين‌بار در تاريخ موسيقي، ترانه "در آن سوي جهان" گروه "بيتلز" را هفته آينده مستقيما از فضا پخش كند.

به‌مناسبت چهلمين سال ساخت و ضبط اين آهنگ معروف گروه "بيتلز" و همچنين پنجاهمين سال تاسيس "ناسا"، اين سازمان فضايي هفته آينده از طريق شبكه فضايي "Deep"، كه يك شبكه متشكل از آنتن‌ها است، آن را پخش خواهد كرد. اين ترانه به‌سمت ستاره قطبي كه در فاصله 431 سال نوري از زمين قرار دارد، هدف‌گزاري شده است.

شبكه خبري بي.بي.سي گزارش داد، "پل مك‌كارتني"، عضو سابق گروه بيتلز در پيامي به سازمان فضايي ناسا، اين پروژه را يك "جشن هيجان‌انگيز" خواند و به شوخي اعلام كرد كه سلام او را به تمام غريبه‌ها و غيرزميني‌ها برسانند.

همچنين "يوكو اونو"، همسر "جان لنون"، عضو درگذشته‌ي گروه بيتلز اعلام كرد: به نظر من، اين اقدام آغاز عصر جديدي است كه در آن ما با ميلياردها سياره در سراسر جهان ارتباط برقرار خواهيم كرد.

اين ترانه قرار است ساعت 12 نيمه‌شب سه‌شنبه با سرعت 186 هزار مايل در ثانيه پخش شود و با توجه به فاصله 431 سال نوري با ستاره قطبي، چندين سال طول خواهد كشيد كه امواج آن به اين ستاره برسد.

نبع : ايسنا

+ نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 15:5 |
 

گفتگو  با منوچهر صهبايي

 

 

منوچهر صهبايي که تا تابستان سال آينده براي هدايت ارکستر سمفونيک تهران قرارداد بسته‌است، تا دو هفته ديگر تمرينات خود را با اين ارکستر آغاز مي‌کند.

پس از رفتن فريدون ناصري بود که مشکلات ارکستر سمفونيک تهران هم آغاز شد و اگر نخواهيم خيلي خوشبين باشيم، بايد گفت که بيشتر شد؛ چرا که مشکلات اين ارکستر بسيار قبل تر از آن و در آخرين سال هاي دهه 50 خود را نشان داده بود. ناصري که از سال 69 هدايت اين گروه از نوازندگان را بر عهده گرفته بود تا آخر عمر يعني تير ماه سال 84 به عنوان رهبر دائم ارکستر سمفونيک شناخته مي شد، هرچند که در اين سال ها به خاطر ضعف جسماني، گروه بيشتر توسط رهبران ميهمان اداره مي شد. در اين دوره رهبران مهمان به ارکستر آمدند و رفتند تا اينکه «علي رهبري» به ايران آمد که « پس از 30 سال به فقرا سري زده باشد!»؛ اما رهبري رهبر من چندان نياورد. چرا که او عطاي ارکستر را به لقايش بخشيده و از همان راه آمده ، بازگشت.

بعد از رفتن رهبري ، باز هم ميهماني رهبران در تالار رودکي آغاز شد تا اينکه قرعه کار رهبري دائم ارکستر به نام «نادر مشايخي» افتاد، اما گويي گره ارکستر سمفونيک بازشدني نبود، چرا که پيش از برکناري مشايخي در تير ماه امسال ، زمزمه هاي تغيير وي از سوي شوراي نظارت بر ارکسترهاي دفتر موسيقي وزارت ارشاد شنيده مي شد. شايعه ها به واقعيت پيوست و ارکستر سمفونيک پايتخت باز هم بي رهبر شد تا مشکل رهبري نيز باري باشد بر ديگر مشکلات اين گروه از کلاسيک نوازان پايتخت. از زمان تغيير نادر مشايخي، ارکستر سمفونيک تهران نزديک به 6 ماه با رهبراني همچون :لوريس چکناواريان، مجيد انتظامي، منوچهر صهبايي برنامه اي مختلفي را اجرا کرد، به طوري که حتي اين ارکستر بيست سومين دوره از جشنواره موسيقي فجر، يعني مهم ترين رويداد موسيقايي سال را نيز بدون رهبر ثابت و با هدايت «ارسلان کامکار»، مايستر(نفر اول ويلن اول هاي ارکستر) ارکستر  پشت سر گذاشت.

وضعيت آشفته گروه، دفتر موسيقي و شوراي نظارت بر ارکسترهاي وزارت ارشاد را بر آن داشت که پيش از پايان سال کهنه فکر رهبري نو را براي ارکستر کنند و به همين دليل آبان ماه زماني که«منوچهر صهبايي» _فردي که پيش از چندين بار ارکستر را هدايت کرده بود و آشنايي قبلي با ارکستر سمفونيک پايتخت داشت_ به عنوان يکي از گزينه هاي رهبري دائم مطرح شد. هرچند که آشنايي صهبايي با اين ارکستر نه فقط به اين رهبري ها، بلکه به زماني باز مي گشت که صهبايي جوان به عنوان «ابوا» اول ارکستر سمفونيک تهران، و با رهبري پرويز مشکات ساز مي زد، يعني چيزي بيشتر از يک خاطره 30 ساله.

منوچهر صهبايي را بيشتر از آنکه در ايران بشناسند در خارج از کشور شناخته شده است، نه فقط به خاطر نوازندگي ، رهبري ارکستر و تدريس موسيقي در شهرهاي مختلف اروپايي، بلکه بيشتر به دليل ضبط ومعرفي آثار سمفونيک موسيقي ايران در اروپا.هر چند انتشار نخستين آثار سمفونيک ايراني از ابتدا هدف صهبايي نبود و وي براي پاسخ به سوال يکي از دوستان اروپايي اش که پرسيده بود:« اصلا در ايران موسيقي چندصدايي وجود دارد؟» به سراغ تحقيق در خصوص تاريخ اين نوع موسيقي ايراني رفت.

صهبايي از زمان فعاليت حرفه اي موسيقي تا کنون به عنوان يک سوليست ابوا و رهبري توانمند بارها در نوازندگي و رهبري، موفق به کسب جوايز جهاني شده است، اما زنده کردن نام آهنگسازاني همچون پرويز محمود، ثمين باغچه بان ، حسين ناصحي ، محمدتقي مسعوديه، ،حشمت سنجري ،مرتضي حنانه ،حسين يوسف زماني و...، وي را به عنوان يکي از ممتازترين هنرمندان موسيقي کلاسيک ايران مطرح کرده است.

منوچهر صهبايي که پيش از قبول رهبري ارکستر سمفونيک تهران مقيم کشور سوييس بوده است ، در کنسرواتوار شهر فلدکيرش (Feldkirch) اتريش ،استاد رشته هاي رهبري ارکستر، ساز ابوا و موسيقي مجلسي است و هم اکنون رهبري چند ارکستر بزرگ اروپايي را به عهده دارد.

شما هميشه از جمله افرادي بوديد که پيش از اين ، خيلي عملکرد ارکستر سمفونيک را نقد مي کرديد، مي خواهم بدانم که چه قول ها يا وعده هاي همکاري به شما داده شد، که حاضر شديد ارکستر را با وضعيت فعلي تحويل بگيريد؟

دفعه قبل كه به ايران آمدم و اركستر سمفونيك را با آثاري از موتزارت و بتهوون رهبري كردم، از من دعوت شد در جلسه شوراي نظارت بر اركستر شركت كنم و در آنجا مساله رهبري اركستر مطرح شد كه البته براي من پيش‌بيني شده نبود. از من خواسته شد اگر مايلم و اين امكان براي من فراهم است، رهبري اركستر را قبول بكنم چون در مدت يك ماهي كه با اركستر كار كرده بودم، خيلي پيشرفت كرده بود؛ من هم به خاطر علاقه‌اي كه به اين كار دارم قبول كردم فعلا با ارکستر همكاري كنم.

حالا براي انجام اين کار از طرف دفتر موسيقي چه قول هايي مشخصي مطرح شده است؟

ما هنوز كارها را شروع نكرديم و دقيقاً قول خاصي هم نبوده است. قرار است كه من در اينجا يك سري كارها را انجام دهم و مسئولان بايد با من همكاري كنند تا كارها را جلو ببرم. من پيشنهاداتي مطرح کردم، مثل اينكه اركستر سر و سامان و نظم و ترتيب پيدا كند و تا يك مدتي و حداقل براي كوتاه مدت برنامه‌ريزي داشته باشد. به هرحال برنامه‌هايي كه براي کار با ارکستر پيشنهاد داده ام، احتياج به همه نوع همكاري دارد؛ هم از نظر مسوولان اداري و هم نوازندگان اركستر.

به طور مشخص چه پيشنهادهايي براي بهبود وضعيت ارکستر مطرح کرده ايد؟

پيشنهاد اول من اين بوده که به وضعيت خود ارکستر رسيدگي شود. بايد معلوم شود، اصلا چه نوازندگاني در اركستر حضور دارند.

منظورتان كيفيت نوازندگي آنهاست؟

بله، منظورم اين است كه كيفيت كار اركستر بايد بالاتر بيايد. پيشنهاد کرده ام که حدود يك ماه با اركستر كاري نداشته باشند و آنها در منزلشان تمرين كنند. چون قرار است بعد از آن امتحاني از آنها گرفته شود. فعلا لازم نيست نوازندگان به اين‌جا بيايند و كارت بزنند، چون در همين رفت و آمدها نيز وقت‌شان گرفته مي‌شود و به جاي اين در خانه هايشان تمرين کنند. يك مقدار هم وضعيت اركستر از نظر انظباطي بايد سر و سامان پيدا كند و نوع ديگري شود؛ چون اصلاً به اين شكل نمي‌شود كار كرد. کار اركستر يك كار دسته جمعي است و نياز به نظم و ترتيب دارد. از طرف ديگر من هم بايد برايشان برنامه‌ريزي كنم و آنها هم وضعيت دقيق خود را بدانند و پيشنهاداتي كردم كه تا به حال به طور شفاهي مورد قبول قرار گرفته. مثلا حقوقشان سر وقت باشد و براي نوازندگاني كه سازهايشان صدمه ديده يا قديمي شده ساز جديد تهيه كنند.

برگزاري آزمون براي نوازندگان پيشنهاد شما بود يا از طرف دفتر موسيقي مطرح شده بود؟

اين فكر وجود داشت،‌من هم آن را تاييد كردم.

آيا ارکستر تمرين هارا شروع كرده است؟

ما هنوز تمرين را شروع نكرده‌ايم و همين‌طور كه مي‌بينيد الان در دفتر مشغول برنامه‌ريزي هستيم و به نامه ها و درخواست هاي نوازندگان و نت ها و پارتيتورها رسيدگي مي کنم و فكر مي كنم اگر همه كارها خوب پيش رود ما تمرينات اركستر را تا سه هفته ديگر شروع بكنيم.

راجع به همين آزموني كه قرار است حدود 10 روز ديگر برگزار شود، توضيح مي‌دهيد. اعضا فقط توسط خودتان انتخاب مي شود؟

من قبل از سفرم به اروپا در ماه گذشته برنامه‌اي را به دفتر موسيقي ارائه دادم و قرار شد، اين برنامه در مجلات موسيقي ، هنرستان‌ها و دانشكده‌هاي موسيقي اعلام شود. به اين صورت كه داوطلبان نوازندگي براي تمام سازها براي ما نامه مي نويسند و نوازندگان از ميان افراد متقاضي انتخاب مي شوند. مرحله اول به اين ترتيب خواهد بود که در سالن رودكي پرده اي مي‌كشيم و نوازنده‌ها، از پشت پرده خود را با شماره‌اي كه دارند، معرفي مي‌كنند و برنامه اي را كه ما براي انها تعيين كرده‌ايم اجرا مي كنند. در مرحله دوم برگزيدگان قطعه اي را به انتخاب خود خواهند نواخت و در مرحله سوم چند قطعه از ميان رپرتوار اركستر سمفونيك كه قبلا انتخاب شده و به آن‌ها اعلام شده است را  خواهند نواخت.

اين‌ها علاوه بر نوازندگان فعلي اركستر هستند؟

بله، اين نوازندگان علاوه بر نوازندگان ثابت اركستر خواهند بود. امتحان بعدي براي نوازندگان خود اركستر است كه در مرحله اول، براي سازهاي زهي برگزار مي‌شود، يعني هركس دو قطعه، يعني يك قطعه انتخابي خودش و قطعه‌اي كه انتخاب ماست را خواهد نواخت. امتحان اين افراد در يك مرحله است ؛چون من تصميم دارم تا آنجا كه ممكن است نوازنده‌اي از اركستر بيرون نشود و اعضا باقي بمانند. مگر اينكه يك نوازنده نتواند كارش را به خوبي انجام دهد . به هر حال وضعيت همين نوازندگان فعلي هم بايد روشن‌تر شود.

چنين شيوه آزمون در اروپا معمول است؟ چون اگر اشتباه نكنم، خودتان هم به همين شيوه براي يك اركستر انتخاب شديد؟

اصلاً نمي‌شود اينجا را با اروپا مقايسه كرد، در اروپا اركسترهايي هستند كه 100تا 150 سال و يا حداقل 40 و 50 سال عمر دارند و از اول نوازندگان را انتخاب مي كنندو از اول پايه اركستر به اين شكل بنا شده است؛ اگر نوازنده‌اي به هردليلي بخواهد اركستر را ترك كند، امتحاني برگزار مي‌شود و داوطلبان نامه مي نويسند و بين همه داوطلب يك نفر را انتخاب مي كنند. خوب سطح ارکستر هم خيلي فرق دارد. مثلا براي يك موقعيت نوازندگي بين 40 تا 200 نفر داوطلب مي شوند، حتي شنيده‌ام براي يكي از اركسترهاي آمريكايي 500 نفر نامه نوشته‌اند و درخواست داده اند، آن هم تنها براي استخدام يک نوازنده ويلن . وضعيت اينجا خيلي متفاوت است و بايد طوري ديگر رفتار كرد.

شما مدت مشخصي با ارکستر همکاري خواهيد داشت؟

فعلا قرار بر اين است كه تا پايان اين فصل هنري، يعني تا تابستان آينده با ارکستر همکاري کنم و براي اين مدت با وزارت ارشاد قرارداد بستم . بعد هم خواهيم ديد كه چطور مي‌شود و اين همکاري ادامه پيدا مي کند يا نه. چونکه من كارهاي زيادي در اروپا دارم و در همين دو هفته‌اي كه به اروپا رفتم ، برنامه ام راتا پايان فصل هنري در آنجا تنظيم كردم و قرار است سه نفر بخشي از كارهاي من را برعهده بگيرند. البته گهگاهي لازم است سري بزنم. بعد از آن اگر به اين نتيجه برسم كه حضور من كمكي به پيشرفت کار ارکستر سمفونيک تهران مي کند و نتيجه مي دهد، به همکاري خود با آن ادامه خواهم داد.

مدت طولاني اركستر توسط رهبران مهمان داره شده، به نظر شما اين موضوع چه ضربه‌هايي به اركستر زده است؟

به اركستر ضربه‌هاي زيادي زده شده و فقط هم به خاطر رهبران مهمان نيست. سال‌هاي سال است كه اركستر رهبر درست و حسابي نداشته است و به غير از يکي دو مورد، افرادي بدون آنکه تجربه و توان کافي داشته باشند، اين مسئوليت را بر عهده گرفته اند و طي بيست و هفت هشت سال گذشته وضعيت اركستر به همين ترتيب بوده است. در نتيجه ما امروز با اين وضعيت اسفناك در اركستر مواجه‌ايم كه درست كردنش هم كار ساده‌اي نيست. من آدم خوش‌بيني هستم، اما همه چيز را با عينک صورتي نمي‌بينم. به هرحال با مشكلات هم آشنا هستم و همان‌طور كه گفتم تنها كاري كه مي‌توانم بكنم اين است كه تا جايي كه مي توانم وضعيت فعلي را سروسامان بدهم.

شما تا حدودي به مشكلات موجود اشاره كرديد، اما اساسي‌ترين مشكل كنوني اركستر نوازندگان هستند يا نظم و ترتيب يا چيز ديگري؟

آن چيزي كه من در ارکستر سمفونيک ديدم دو مورد خيلي برجسته است .حرف اول را در كار دسته جمعي انظباط و وقت‌شناسي مي‌زند كه اين بايد در درجه اول عملي شود و اين اصلاً ربطي به سطح نوازنده ندارد. نامنظمي فقط يك عادت است و خيلي راحت مي‌توان آن را سر و سامان داد. سطح كار اركستر هم بايد بالا برود که البته اين كاري مشكل و طولاني است . موضوع ديگر هم قطعاتي است که ارکستر اجرا مي کند، زيرا نوازندگان بايد از قطعات و برنامه‌هايي كه اجرا مي‌كنند،رضايت داشته باشند. ارکستر سمفونيک داراي رپرتوار خاصي است وآنها را بايد اجرا کند، نه اينكه هر اثري را بياورند و توسط آن اجرا کنند. بايد قبلا نت‌ها و رپرتوار را مطالعه كنيم و اگر قطعه‌اي حالت ايراني دارد توسط اركسترهايي كه در اينجا كارشان اجراي آثار ايراني است ، نواخته شود. من حسن نيت زيادي در مسئولان مي‌بينم، هم در مورد خريد ساز و هم مساله حقوق و پرداخت‌ها. وضعيت اركسترها دوطرفه است، من نمي توانم به اركستر بگوييم كه منظم باشند و سر وقت و آماده سر تمرينات حاضر شوند، اما نوازندگان از كار و زندگي‌شان رضايت نداشته باشد

در مصاحبه‌اي كه قبلا انجام داده بوديد گفته بوديدكه ساختار اركستر قرار است تغيير كند، منظورتان چه بود، مگر اركسترهاي سمفونيك و از جمله اركستر ما ساختار مشخصي ندارد، مثلا يك تعداد مشخص ويلن‌ اول و دوم ، آلتو و...

اگر من قبلا به اين موضوع اشاره اي کرده ام، منظورم اين بوده که بايد در قسمت‌هاي مختلف اركستر تعادل وجود داشته باشد. معمولا تعداد ويلن اول، ويلن دوم ، ويلن سل و آلتو يا سازهاي بادي هم همين طور يك تعادل خاص دارند، اين‌ها بايد برقرار باشد. البته در كنسرتي كه من در پاييز با اركستر اجرا كردم اين تعادل را برقرار کردم؛ چون ما تعدادي نوازنده آورديم، بهتر است كه اين تعداد نوازنده جز نوازندگان ثابت اركستر باشند.

الان شوراي نظارت بر اركسترهاي دفتر موسيقي بر كار آن‌ها نظارت دارد، مي خواهم بدانم شما با چنين چيزي مشكل نداريد و اصلاً چنين سيستمي در اروپا هم وجود دارد؟

من مشكل ندارم، اميدوارم اين شورا در كار سختي كه برعهده گرفته ام با پيشنهادهايي كه دارد، به بهبود وضعيت اركستر كمك كند .چون اعضاي شورا افرادي شناخته شده و جز موسيقيدان هاي خوب ما هستند و من تا به حال مشكلي با آنها نداشته ام و اصلاً رهبري من براي ارکستر توسط همين شورا مطرح شد. قسمت دوم سوالتان اين است كه معمولا چنين چيزي به اين صورت در اروپا وجود دارد يا نه. ما نمي توانيم وضعيت داخل و خارج را با هم مقايسه کنيم و در ايران ما بايد راه حل‌هاي ايراني پيدا كنيم. در كشورهاي ديگر شوراهايي وجود دارد ، اما اين شوراها معمولا نمايندگان خود اركستر هستند به اضافه رهبر ؛ در اين شورا رهبر اركستر هم حق وتو دارد و تصميم نهايي را هم او مي‌گيرد . من هم سعي مي كنم تا حد زيادي و تا آنجا كه ممكن است با نوازنده‌ها مشورت كنم ،چون اركستر شغل آنهاست. من تلاش مي کنم نظرات آنها را در جلسات بالاتر مطرح كنم يا اگر امكان داشته باشد، خود آنها هم در آن جلسات شركت كنند.

وضعيتي كه از اركستر سراغ داريد آن چيزي كه در ذهنتان داريد چقدر فاصله دارد؟

(با كمي خنده). در مورد ارکستر فكر نمي كنم من هيچ وقت به ايده‌آل‌هايم برسم، چون يك شخص ايده‌آليست هستم. راه‌هايي كه من هميشه براي خودم و گاهي ديگران مشخص كرده‌ام ،خيلي دور و درازند . براي خودم تا جايي كه توانسته‌ام با سعي و كوشش به ان رسيده‌ام اما توقع ندارم ديگران هم به آخر اين راه برسند، اما سعي من اين است كه در حد امکان سطح اركستر را بالا ببرم.

منظورم آن ايده‌آل‌هاي خيلي دور نيست، با توجه به وضعيت و امكاناتي كه ما داريم؟

اگر در مرحله اول نظم و ترتيب را در اركستر به وجود بياوريم و اركستر را به سطحي برسانيم كه آثار آهنگسازان جهاني را در سطح قابل قبولي بنوازند و آثار آهنگسازان ايراني را طوري اجرا كند كه به قطعه لطمه‌اي نخورد من راضي خواهم بود. اما من نمي توانم با توجه به امكاناتي كه داريم ،بگويم كه مي خواهم اركستري در سطح جهاني به وجود بياورم.

يعني ، ارکستر اينقدر از استانداردهاي بين‌الملل دور است؟

اينجا يك محيط ديگري است. فعاليت اركسترهاي سمفونيك در اروپا و اينجا اصلاً قابل مقايسه نيستند، بايد کار کنيم تا ببينيم به كجا مي‌رسيم.

شما گفتيد قطعات ايراني‌تر است، توسط اركسترهاي ديگر اجرا شود. اما خودتان يك سري از آثار آهنگسازان ايراني را توسط اركسترهاي سمفونيك اروپايي اجرا كرديد. خوب بين اين‌ها چطور مي‌شود تمايز قائل شد؟

قطعاتي كه ما براي اركستر سمفونيك انتخاب مي‌كنيم و اصلاً بايد انتخاب شود، بايد اولا در سبك موسيقي سمفونيك نوشته شده باشد، چون اركسترهاي سمفونيك بايد موسيقي‌هاي جهاني و بين المللي را اجرا كنند. فرق نمي‌كند اين آثار توسط چه شخص و از چه مليتي نوشته شده است، آنها بخشي از تمدن امروز جهان هستند. تا آنجا که مربوط به آثار آهنگسازان ايراني مي شود، بايد صبر کنيم تا ارکستر به سطحي برسد كه بتواند آنها را خوب اجرا كند.

من شنيده‌ام كه سازهاي بادي مشكل اصلي اركستر هستند، درست است؟

البته در اركستر همه نوع مشكل وجود دارد، اما فقط سازهاي بادي مشكل اركستر نسبت، ما در سازهاي زهي هم مشكل داريم. اين‌ها كمي با هم فرق دارند. چون صداي سازهاي بادي تك تك شنيده مي‌شود و بيشتر به گوش مي‌رسد و برخلاف آن‌ها سازهاي زهي با هم مي‌نوازند و مشكل نوازندگان خيلي راحت قابل تشخيص نيست، به هرحال همه بايد سعي كنند، سطح كارشان را بالاتر ببرند.

نوازندگاني هستند كه هم در اركستر سمفونيك و هم اركستر ملي حضور دارند مثل برخي از نوازندگان كنترباس يا ويلن‌سل، شما مشكل با اين موضوع نداريد؟ كه مثلا تمام وقت يك نوازنده در اختيار اركستر باشد؟

مساله سر اين است كه نوازندگان اركستر مجبور هستند كه چند جا كار كنند، تا زندگي شان تامين شود و من اين را مي‌فهمم.

من شنيده‌ام كه اين مساله به آن دليل است كه ما نوازندگان خوبي در فلان ساز نداريم، به همين دليل است كه مجبوريم از نوازندگان اركستر ديگر استفاده كنيم.

در صورت کمبود نوازنده اين اجبار هم وجود خواهد داشت، اما ما سعي مي کنيم نوازندگاني در اركستر بنوازند که واقعا لياقت اين ارکستر را داشته باشند. آن چيزي كه براي من مهم است اين است كه نوازنده اركستر سروقت در سر تمرينات حضور داشته باشد و بتواند كار خود را خوب انجام دهد. قبل و بعد از آن هركاري كه نوازنده بخواهد انجام دهد ربطي به من پيدا نمي كند.

به جز تمرين ها و اجراهايي که در پاييز با اركستر داشتيد، بعد از قبول اين مسئوليت با اعطاي اركستر ملاقات و گفتگو داشته‌ايد؟

با نمايندگان اركستر ما يك بار يك نشستي داشتيم و صحبت‌هايشان را گوش كردم كه ببنم ناراحتي و گرفتاري‌هاي‌شان چيست و چه كمبودهايي دارند. اتفاقا يك بار هم خواستم كه با تمام اعضاي اركستر ديداري داشته باشم، اما مصادف با همان روزي شد كه برف و سرما آمد و اداره‌ ها تعطيل شد. بنابراين من نتوانستم تمام ارکستر را ببينم . بعدش. بعد سرما هم يك سفر كوتاه به اروپا دانشتم و تا امروز كه اين‌جا هستم.

به نظر شما موسيقي سمفونيك در ايران وجود دارد و اگر هست از چه دوره‌اي شروع شده است؟

بله.با مطالعاتي که بنده در اين مورد کرده ام به اين نتيجه رسيده ام که اولين آثار سمفونيک موسيقي ايراني در اوايل قرن 14 هجري نوشته شده اند. اولين آثاري که پارتيتور (نت ها) آنها امروز در دسترس است، مربوط به دهه دوم و سوم اين قرن مي باشد.

تفاوت‌هاي عمده موسيقي سمفونيك در ايران  و غرب چيست؟

اصولا موسيقي سمفونيك، يك موسيقي غربي است و موسيقي ما يك موسيقي تك صدايي بوده است. بوده اند آهنگسازاني ايراني كه از تم‌هاي سنتي و محلي استفاده كردند و مخلوطي درست كردند از تم هاي ايراني، در قالب موسيقي سمفونيك. براي همين هم معرقي و علاقمند كردن مردم اروپا به اين موسيقي خيلي سخت است. چون يك مقدار اصالت اين نوع موسيقي کم است ؛نه كاملا غربي است و نه كاملا ايراني . يكي از مشكلاتي كه فكر نمي‌كردم که در راه معرفي آثار آهنگسازان ايراني به جهانيان با آن مواجه شوم، اين بود كه قبولاندن اين موسيقي به اروپايي ها بسيار مشکل است.

اگر اشتباه نكنم از مجموعه آثار آهنگسازان ايراني که نت هاي آنها را جمع آوري ، تنظيم و اجرا کرده ايد در داخل كشور فقط 3 آلبوم از اين مجموعه را منتشر شده است، چرا؟

الان در اروپا شماره 8 هم درآمده است . البته آلبوم اخير که ضبط آن هم به پايان رسيده و هنوز منتشر نشده ، مجموعه سرودهاي قديمي موسيقي ايران است که براي سازپيانو نوشته شده است. اميدوارم اين مجموعه هم به زودي منتشر شود.


سوال من اين بود كه چرا در ايران تعداد اين آثار  كمتر است؟

دليلش اين است كه متاسفانه بعضي دوستان ناشر خيلي «مرد‌ رند» هستند.به اين صورت كه مي‌خواهند از ثمره كار شما صدرصد استفاده را ببرند.مثلا حدود 12 سال پيش يكي از همين آلبوم‌ها را تهيه كردم  که در آن زمان حدود 65 هزار دلار براي آن هزينه كردم و ناشر به من فقط 700 هزار تومان براي چاپ آن در ايران داد كه در مقابل آن هزينه اصلاً هيچ نبود. بعد هم قرار شد كه هردفعه كه آلبوم چاپ مجدد مي‌شود با من يك قرار داد جديد بسته شود. الان حدود 8 سال است كه آلبوم ها را دائم چاپ مجدد کرده و در تمام دنيا مي‌فروشند و به من مي‌گويند ما هنوز در حال فروش  همان  هزارتاي اول هستيم. اين مسائل مادي اصلا براي من مهم نيست، چون من يك كار فرهنگي كرده‌‌ام اما مرد رندي را تا اين حد نمي‌توانم قبول كنم.

منبع : ميراث خبر

+ نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 14:40 |
 

آلبوم "آسمانی"

دویست و پنجاهمین سال تولد موزارت

گروه موسیقی "سل" به سرپرستی "بهمن مه آبادی" به مناسبت دویست و پنجاهمین سال تولد موزارت آلبوم "آسمانی" را منتشر کرد.

 

 


آلبوم "آسمانی"منتخبی از آثار موزارت است که توسط انتشارات "سل" روانه بازار شده است؛بهمن مه آبادی سرپرست گروه موسیقی "سل " در بخشی ازیادداشت این آلبوم چنین آورده است : موزارت تنهاست .او در مقابل جهان سراسر جهل و نادانی تنهاست .روح آزاد و آسمانی اش در گرداب حوادث زشت و ناپسند چونان کبوتری که به دست صیاد بال بال می زند به پروازی می اندیشد که می تواند او را به آزادی جاوید رهنمون کند او رنج را به صورتهای گوناگون تجربه کرده است ؛ او از 250 سال پیش تا ابدیت تاریخ سرودی سر داده که اکنون پس از گذشت این همه سال استوار و پا برجا موسیقی هستی ،جاودانگی و شادمانی را سرداده است.

درنهمین آلبوم گروه موسیقی "سل" که به صورت زنده در ژانویه 2006 در وین اجرا شده است، قطعاتی چون "فانتازیا"،"ملکه پریان"،"ایر"،"ژیگ"،"پرلود"،"رقص شب زنده داران"،"رقص مردان سبز"،"رقص میمون"،"آندانته" و "آللویا" وجود دارد.

بهمن مه آبادی ، پوریا کشاورز،هومن اختری،عمار دادی زاده ( ویلن) و ناهید ابطحی گیتار کلاسیک از جمله نوازنده های آلبوم موسیقی "آسمانی "هستند.

منبع : مهر

 

+ نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 8:39 |
 

آلبوم موسيقي «از سنگ تا الماس»

 

آلبوم موسيقي «از سنگ تا الماس» به آهنگسازي «حسين بهروزي نيا»تا ماه آينده توسط انتشاران سروش منتشر مي‌شود. 
   
«حسين بهروزي‌نيا» نوازنده بربط گفت: «سنگ تا الماس» كه شامل تكنوازي بربط و دونوازي با تنبك پژمان حدادي و ديگر سازهاي كوبه‌اي در دستگاه نواست و تا يك ماه ديگر توسط شركت سروش منتشر مي‌شود.

وي با اشاره به كتاب مقدماتي خود براي ساز بربط افزود: در زمينه آموزش اين ساز متاسفانه متد مشخص و خوبي نوشته نشده است و تنها كتابي كه هم اكنون تدريس مي‌شود كتاب استاد نريمان است كه به نظر من كافي نيست بر اين اساس من خودم در حال نوشتن كتابي براي آموزش دوره مقدماتي اين ساز هستم كه در مراحل پاياني قرار دارد.

اين آهنگساز ادامه داد: اين كتاب آموزش ساده ساز بربط و قطعاتي است كه من به صورت ساده در مجموعه كوهستان زدم. يك هنرجو بواسطه اين كتاب جدا از اينكه مضطرب زدنها را ياد مي‌گيرد بعد از 15 - 10 درس ،يك آهنگ كوچك محلي را نيز فرا مي‌گيرد و اين خود باعث جذب هنرجو مي شود.

«بهروزي‌نيا»در خاتمه خاطر نشان كرد:اين كتاب مراحل پاياني خود را طي مي‌كند و با اتمام آن در بازار كتاب منتشر مي‌شود.

منبع : فارس

+ نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 8:38 |
 

 

آخرين خبرها از كارگاه آواز شجريان

 

«شجريان» سومين دور كارگاه آوازش را با معرفي نفرات برگزيده بعد از محرم و صفر برگزار مي‌كند. 
   
ايليا محمدي‌نيا مدير روابط عمومي مجموعه فرهنگي هنري آسمان در  گفت: بعد از اعلام نتايج از سوي استاد شجريان دور سوم كارگاه آغاز مي شود چرا كه استاد گفته‌اند زماني اسامي را اعلام مي‌كنند كه روز برگزاري را مشخص كرده باشند.

وي افزود:متاسفانه خبرهاي نادرستي در خصوص معرفي نفرات برتر اين كارگاه درمحافل هنري وجود دارد كه هيچ كدام صحت ندارند چرا كه هنوز كسي نمي‌داند چه افرادي و چند نفر مورد تاييد استاد قرار گرفته‌اند.

محمدي نيا در خصوص زمان برگزاري اين كارگاه اظهار داشت:احتمالا بعد از ماه محرم و صفر خواهد بود و اگر خود استاد شجريان برنامه خاصي نداشته باشند ما تلاش داريم كه حداقل يك جلسه از دور سوم كارگاه را قبل از عيد نوروز برگزار كنيم.

منبع : فارس

چهارشنبه 17 بهمن 1386

 

+ نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 0:25 |
 

روز شمار تور گروه دستان و همایون شجریان

 

در پاسخی بر درخواست علاقمندان همایون شجریان و گروه دستان بر آن شدیم که اخبار این مجموعه کنسرت ها را تا  حد امکان از طریق خبرنگاران و علاقمندانی که در کنسرت ها حاضرند بر روی سایت قرار دهیم.

گوتنبرگ 2 فوریه  2008 سیزدهم بهمن 1386
شب کنسرت دستان و همایون شجریان گوتنبرگ میعادگاه عاشقان موسیقی بود استقبال حاضرین بقدری زیاد بود که نمیشد کنسرت را پایان بخشید.صبق گزارش خبرنگار سایت از گوتنبرگ سوئد کنسرت در بهترین سالن شهر که مربوط به اجرا های ارکستر سنفونیک میباشد بر گزار شد و تعداد زیادی از اهالی سرزمین موسیقی از جمله رئیس ارکستر سنفونیک گوتنیرگ نیز حضور داشتند.و اجرای دستان و همایون شجریان  برای ایشان بسیار مورد توجه بودو در میهمانی شام بعد از کنسرت ابراز علاقه جهت حضور در کنسرت دستان و ارکستر سنفونیک لیژ ودیدن این کنسرت را نمود که امید میرود در ادامه کنسرت های دستان با ارکستر سنفونیک های جهان به رهبری محمد رضا درویشی سوئد نیز در لیست مجموعه کنسرت ها قرار گیرد.روز دوشنبه فردا نیز گروه دستان ساعت یک بعد از ظهر وورک شاپی در دانشکده موسیقی و ساعت 3 بعد از ظهر دیداری با اعضای ارکستر سنفونیک گوتنبرگ دارد.همایون شجریان همچون پدر دربخش پایانی کنسرت های خود در این مجموعه ترانه مرغ سحر عارف قزوینی را بدرخواست مردم اجرا نموده

استکهلم 1 فوریه 2008 دوازدهم بهمن ماه 1386
همایون شجریان بهمراهی دستان شب سرد قطبی را با شور وعشق شعله ور کردند.
همیشه در این اندیشه بودم که همراهی با دستان بسیار مشکل است.دستانیان از تمپوی خاصی بهره ورند که از نوع دیگریست. هرگز هیچیک از کنسرت هایشان را در سوئد از دست ندادم. حتی یک بار در لندن  و یک بار هم در المان افتخار حضور در کنسرت هایشان را داشتم. و اینبار از روزی که از یکی از دوستانم که سعادت نزدیکی با یاران دستان را دارد و همیشه در کنار انهاست شنیدم که با همایون شجریان پسر استاد مسلم آواز ایران کار خواهند کرد لحضه شماری دیدار این کنسرت را میکردم تا امشب که این سعادت دست داد.با وجود سرمای شدید وقتی به سمت محل کنسرت میرفتم حس میکردم تب کردم و این چیزی نبود جز شوری که از رفتن به این کنسرت داشتم در محل کنسرت همه علاقه مندانی که میشناختم  حضور داشتند و استقبال بسیار خوبی شده بود کنسرت شروع شد .به اطراف نگاه کردم سالن کاملا پر بود. با یک تصنیف در مایه دشتی اغاز کردند تصنیف عاشقانه به راستی که نوازندگان دستان بینظیرند از یک گروه پنج نفری صدای یک ارکستر بزرگ را میشنوی که با مهارتی کامل مینوازند و همایون شجریان چه همسو چه همدل و چه زیبا میخواند قیژک کولی کوک است حقیقتا که کوک بودند هر شش نفرشان و با کوک خود همه سالن را کوک کردند .و آواز بوی عشق بوی عشق میامد و آواز دلشده جمعیت دلشده و دور از وطن را اماده کرد تا با تصنیف وطن بیاد وطن هم نوا شده کنسرت بسیار با شکوه را به پایان ببرند. حال با خود می اندیشم که موسیقی امروز ما با همه ستمی که بر آن روا داشته اند ومیدارند نه تنها نوازندگان بسیار نو آور توانمند و با تکنیک همچون دستان و.... را دارد بلکه خوانندگان جوانی همچون همایون شجریان سالار عقیلی و....را داراست که نشان پویائی و پا برجائی این موسیقی است.با آرزوی موفقیت وسلامتی برای این عزیزان به انتظار کار های بعدی مینشینیم

فرانکفورت30 ژانویه 2008 دهم بهمن ماه 1386
همایون شجریان ودستان چاووشی دیگری آفریدند
فضای کنسرت آلمان در قیاس با دو کنسرت قبل این گروه تفاوت محسوسی داشت. با وجود اینکه کلیت کنسرت برای جمعیت حاضر در سالن تازگی داشت.گویا تصنیف های بوی عشق، زهی عشق، چین زلف، اسرار عشق ،و بیش از همه قیژک کولی را کاملا میشناسند. تصنیف وطن ساخته سعید فرج پوری با کلامی از سیاوش کسرائی فضای سالهای اول انقلاب وکار های آن دوران را که استاد شجریان به همراه یاران انجمن چاووش گروه های عارف وشیدا اجرا نموده بود برای حاضرین در سالن تداعی نمود و بیش از همه مورد توجه قرار گرفت
 

 

+ نوشته شده توسط آرش در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 19:23 |
 

مصاحبه با غلام رضا ميرهاشمی

 

جناب آقای میر هاشمی سلام و خسته نباشید .از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید تشکر می کنم.

لطف کنید یک شرح حال کامل از خودتان برای ما بگویید؟

من غلام رضا میر هاشمی هستم – متولد 1344 در تهران. از کودکی موسیقی در خانواده ما بود - پدرم به موسيقي علاقه داشت و برادر بزرگترم هم تنبک کار می کرد.

من از کودکی عاشق کار چوب بودم و از همان موقع کارهای دستی زیادی با چوب ساخته ام و در سن 4-5 سالگی با وسایل ابتدایی برای خودم سازي ساختم ولي در واقع  وقتی کارگاه آقای جزایری را دیدم علاقه مند شدم و از ایشان خواستم که ساز سازی را شروع کنم . آقای رامین جزایری از بستگان ما بودند , لذا به طور هم زمان کار ساز سازی و نوازندگی را نزد ایشان آغاز کردم  .
فرمودید که کار نوازندگی هم انجام دادید تا چه سطحي این کار را ادامه دادید؟

من در حد این که بتوانم صدای سازم را تشخیص بدهم ساز نواختم و می دانید که سازندگاني موفق تر هستند که بتوانند ساز بنوازند و صدای ساز را تشخیص دهند ولي البته هیچ گاه کار حرفه ای نوازندگی را انجام ندادم.

آيا استادان ديگري هم در حرفه ي ساز سازي داشته ايد؟

در همان سال های اولیه که به فراگيري ساخت ساز مشغول بودم با معرفي آقای جزایری به منزل یکی از استادان به نام راه یافتم و ایشان کسی نبودند جز استاد مهدی کمالیان .

چندین سال نيز به طور هم زمان هم با اقای جزایری کار می کردم و هم از راهنمایی های استاد کمالیان استفاده مي کردم.

حال که صحبت این استاد ارجمند به میان آمد جا دارد چند کلمه ای هم از ایشان سخن بگویم: ایشان علاوه بر این که ساز ساز برجسته اي بودند کارخوشنویسی و عکاسی را نيز در سطح حرفه ای انجام میدادند.

ايشان با بسیاري از استادان قديم معاشرت داشته اند . جالب است كه بدانيد كه استاد نورعلي خان برومند ردیف میرزا عبدا.. را كه اکنون مورد استفاده ی نوازندگان است در منزل ایشان به سرانجام رسانیده و به كمك آقاي كماليان ضبط كرده اند .

روش ساخت ساز ایشان منحصر به فرد بود البته ايشان خود را ساز ساز حرفه اي نميدانستند و از جواني به تعويض صفحه و تنظيم صداي سه تار علاقه مند بودند و شايد بيش از 70 ساز نساخته اند . روش بستن کاسه ساز ایشان پیرو سبک عود سازان بود که خود ایشان نقل کردند كه از یک عود ساز عراقی ( خان بابا عرفاتي ) این تکنیک را فرا گرفتند. البته در حال حاضر خیلی ها از تكنيك ايشان تقلید می کنند و خیلی ها می گویند که ما شاگرد ایشان بودیم ولي واقعيت ندارد .

در مصاحبه ای که استاد لطفی با ایشان داشتند گفته بودند که من بيش از چند شاگرد نداشتم.

 آيا ساز های ساخت استاد کمالیان با توجه به نوع ساخت خاصی که دارند از لحاظ حجم و رنگ صوتی  با ساز های دیگر خیلی فرق می کند؟

بله – سازهای ایشان خیلی سازهای نرمی هستند و هر نوازنده ای نمی تواند با سازهای ساخت ایشان بنوازد و بايد برای نواختن ,  به آن ها عادت داشت.

صدای ساز های آقای کمالیان چیزی است بین دو تار – سه تار و دیوان و سازهای ایشان همه کاسه بزرگ هستند و گاهی کاسه کدو هم می ساختند و دو الگو هم برای ساخت ساز داشتند .

دیگر اينکه آقای کمالیان  بر روی سازهای شان اسم می گذاشتند مثلا سه تاری که نزد استاد لطفی است و از ساخته های اقای کمالیان است طلا نام دارد .

از نظر شما که سازنده ساز هستید چه رابطه ای بین نواختن و ساختن ساز وجود دارد؟ منظورم این است که اگر نوازنده ای به ساختار سازش آشنا باشد آيا در نوازندگی ان هم تاثیري دارد؟

حتما همین طور است. هر کسی که نوازنده است باید بداند که سازش چگونه ساخته شده و چگونه باید نگهداری شود و چگونه از ان صدای مطلوب بیرون بکشد. اکثر نوازنده هایی که به مراحل ساخت ساز آشنايي دارند در کارشان موفق ترند برای نمونه می توان به آقاي لطفي و كلهر اشاره كرد . ساز همانند هر دستگاه ديگري پيچيدگي هاي خود را دارد و آشنايي به چگونگي كاركرد اين دستگاه در قطعآ در كاربرد بهتر آن موثر است .

وقت- حوصله و علاقه در کار ساختن ساز چقدر تاثیر دارد؟

ساز سازی که به کارش عشق نورزد و فقط بخواهد برای کسب در امد این کار را انجام دهد در کارش موفق نخواهد بود. در این سال ها خیلی ها امده اند و کار بازاری ارائه دادند ولی حالا هیچ نامی از ان ها نمانده است البته شاید در مقطعی از زمان در کار خود از لحاظ اقتصادی موفق بوده اند . عشق ورزيدن به کار در درجه اول قرار دارد.

ساز ساز باید مرتب تحقیق کند – از پیشکسوتان سوال کند – چوب های مختلف و ابزار جدید را امتحان کند تا بتواند سازي ماندگار بسازد و این فقط مستلزم وقت – حوصله و علاقه است.

همه ي ساز سازان برجسته همواره در حال آزمايش , تجربه و امتحان هستند  .

سفارشی کار کردن برای یک سازنده ساز بهتر است یا این که سازی را بسازد و بعد به فروش برساند؟

نمی توانم مقایسه کنم .مهم اين است كه كار با دقت و حوصله انجام شود  خود من سفارش قبول می کنم ولی بیعانه اي نمی گیرم برای این که اگر بیعانه دریافت کنم در واقع ایجاد تعهد زماني در کار میشود و این تعهد باعث می شود که سفارش دهنده سراغ سازش را از من می گیرید و اين ميتواند باعث تعجيل در كار شود كه بدترين لطمه را به روند ساخت ساز ميزند . این کار را اقای جزایری مدت هاست که انجام می دهند و من هم از ایشان یاد گرفتم .

آیا تکنیک ساخت سازهای غربی برای سازنده ساز ایرانی مورد استفاده است؟

بله - ما خیلی از تکنیک های ساخت سازهای غربی را به کار می بریم مخصوصا برای کسانی که در ایران ساز های فرنگي می سازند آن ها حتی چوب مورد استفاده خود را هم از خارج کشور وارد می کنند.

در مورد ساخت ساز ایرانی هم از بعضی از تکنیک های جديد صنعت نجاري و چوب  کمک می گیریم مثلا تکنیک گوشی و تراش برقو از تکنیک ویولن ساز ها استفاده می کنیم . سالها پیش ما این کار را با دست انجام می دادیم و به صورت سنتي سرپنجه ي ساز را سوراخ می کردیم و گوشی را با دست می تراشیدیم و در سرپنجه ساز جا می زدیم ولی در حال حاضر از دستگاه گوشی تراش كه در اصل براي ویولن و ویولن سل است برای ساخت گوشی تار و سه تار استفاده می کنیم. این کار نه تنها از کیفیت کار کم نمی کند بلکه کیفیت کار را هم افزایش می دهد. و از نظر نگه داشتن کوک هیچ مشکلی به وجود نمی اورد و تا جایی که به ظاهر ساز – نوع صدا دهی وشكل سنتي آن لطمه نزند از تکنیک هاي جديد استفاده می کنیم .

اطلاع دارم كه شما برای نوازندگان ایرانی خارج از کشور هم ساز می سازید – در داخل کشور ساز را که جا به جا می کنیم با سختی مواجه می شویم مثلا ساز را از تهران به شمال کشور می بریم ساز با نوازنده غریبی می کند کوک نگه نمی دارد صدای دلنشین قبل را تولید نمی کند چطور سازی را در ایران تولید و به کشورهای دیگر می فرستید که از نظر آب و هوایی با ایران فرق دارند , ساز با مشکل مواجه نمی شود – فرم ظاهری ان حفظ می شود و نوازنده می تواند سال ها با آن بنوازد؟

سوال خیلی خوبی بود – حالا من در مورد سه تار عرض می کنم.

ببینید ما مدت ها فکر کردیم- در طی این سال ها تجربه کسب کردیم و برای هر قسمت از ساز برنامه ریزی می کنیم که چطور ساز را بسازیم که در کشورهای اروپایی و کلا کشورهای مرطوب چوب ان نتابد و اشكالي ايجاد نشود .

چوب نو که 2-3 سال از زمان برش ان گذشته باشد در جاهای مرطوب رطوبت را به خود سريعتر جذب ميكند و لذا برای ساخت دسته ساز حتمآ از چوب های کهنه که  حدود يك قرن از عمر ان گذشته استفاده می کنیم .زيرا آن چوب گرما – سرما - آفتاب – باران را چشیده و پخته شده و به راحتی از فرم خارج نمی شود. مخصوصا باید به این نکته توجه کرد که در خارج از کشور امکان تعمیر و تعویض سازوجود ندارد و بايد در نهایت وسواس و دقت ساخته شود.

یا برای این که ترکه های ساز از هم باز نشود امده ایم چسب های مختلف را آزمایش کردیم و در حال حاضر از چسب هایی استفاده می کنیم که در مقابل رطوبت مقاوم هستند و تاثیر منفی در صدای ساز نمی گذارد.

شما به غیر از سه تار ساز دیگری نيز نساختید؟

بله – تار و كمانچه را هم به عنوان تجربه ساخته ام و سازهای دیگر را هم تعمیر می کنم.

حال بین تار و سه تار کدام را بیشتر می سازید؟ و چرا؟

سه تار
چون ساخت تار خیلی مشکل تر است و زمان بیشتری را از سازنده می گیرد. مثلا کاسه تار بايد بعد از تراشیدن یک چهار فصل از ان بگذرد  .چون چوب کاسه ي تار را فقط وقتی تازه هست باید تراشید بر عکس ان چه در کتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشته روح ا... خالقی ذکر شده که یحیي  برای کاسه تار چوب های خشک را استفاده می کرد , چنین چیزی امکان ندارد..

می گویند اگر چوب کاسه تار را با دست خالی کنیم خیلی بهتر است و تعدای هم می گویند اگر با ابزار کار کنیم بهتر جواب گو است سر این قضیه همیشه بین تار سازان اختلاف نظر وجود دارد نظر شما چیست؟

مطمئنا کاری که دست می کند از ظرافت و حال بیشتری برخوردار است و البته دست استاد كار. ولی می شود از دستگاه کمک گرفت تا جایی که به ساز لطمه نخورد – خود من نيز در کار خیلی به سختی کار با دستگاه را قبول می کنم زیرا باعث ميشود تا به ساز حالت ساز ماشيني و بدون روح بدهد.

یک سوال : دقت دستگا ها بیشتر نیست؟ مثلا می خواهید داخل کاسه تاری به قطر 8 میلیمتر خالی کنید اندازه گرفتن دقیق 8 میلیمتر برای چشم انسان کاری دشوار است و امکان خطاي بیشتري  ولی دستگاه ان را با همان دقت 8 میلیمتر به راحتی اندازه می گیرد. چگونه است؟

عرض کردم تا جایی که لطمه نخورد می شود از دستگاه استفاده کرد .چون مثلآ قاعده اي براي تراش هشت ميليمتر در ساز نيست و در ضمن تراشيدن كاسه با ابزار دستي است كه سازنده قطر مناسب را انتخاب ميكند.

مثلا ویولن استرادیواریوس را ذره ذره اندازه گرفتند حتی چوبش را رفتند از ان منطقه که استرادیواریوس استفاده می کرده تهیه کردند تمام اندازه ها با ساز دست ساز ان تطابق دارد ولی می بینید ساز ماشین ساز ان 70 -80 هزار تومان بیشتر قیمت ندارد ولی ساز اصلی که دست ساز است را نمی توان قیمت گذاشت چون کار دست و دارای دقت و ظرافت و شعور انسانی است .

آیا حس سازنده ساز به ساز منتقل می شود یا این صحبت فقط یک سوال رویایی و رمانتیک است؟

صد در صد منتقل می شود . من برای شما سازهای یحی و جعفر را مثال می زنم چون سازندگان ان انسان هایی بودند که با عشق ساز می ساختند حس و حال ساز های ان ها با تمام سازهای دیگر فرق دارد.ساز آنها داراي روح است كه در سازهاي ديگر آن را حس نميكنيم

می دانم که شما در خانه موسیقی هم دارای مسوولیت هستید سمت شما در ان جا چیست؟

خانه موسیقی  8 سال قبل تاسیس شده و یک نهاد صنفی مستقل است . البته ارشاد کمک هایی می کند ولی دولتی نیست و در حال حاضر از9   کانون تشکیل شده است.كانون سازندگان ساز هم اكنون بين 700 تا 800 نفر عضو دارد – هر 2 سال یک بار رای گیری می شود و اعضا هیئت مدیره هر کانونی انتخاب می شود من در حال حاضر بازرس کانون سازندگان ساز هستم. ماهی يك جلسه تشکیل می دهیم ( هر چهارشنبه ي آخر هر ماه ساعت ده و نيم تا يك ظهر ) و اعضا را بیمه می کنیم البته بعد از امتحان سازشان که مطمئن شويم ساز ساز هستند . یکی دیگر از کارها این است که در طي جلستاي كه برگزار ميكنيم هركسي ميتواند سازش را بياورد تا ساز از نظر سلامت , سازنده ي ساز و قيمت   به صورت رایگان مورد ارزیابی قرار گيرد.

شما تدریس ساز سازی هم می کنید؟

من در دانشگاه علمی کاربردی واحد شناخت ساز را به دانشجو ها تدریس می کنم . و دوبار نيز در سمينار تار و سه تار كه براي اولين بار چه در داخل و چه در خارج از كشور ساليانه به همت استاد حميد متبسم  در اروپا برگزار ميشود شركت داشتم و براي نوازندگان تار و سه تار كارگاه آموزشي برگزار كرده ام .

وضعیت ساز سازی ایران چگونه است؟

ساز های وارداتی ماشین ساز غربی خیلی به وضعیت سازندگان سازلطمه زده است.

در این رابطه خانه موسیقی اقدامی کرده؟

بله – تمام این مسائل را طی مکاتبه ای با وزارت ارشاد در میان گذاشته و خواستار ان شدیم که اقدامی جدی صورت گیرد زیرا این کار به زندگی سازندگان ساز لطمه وارد می کند.

نکته دیگر این که مثلا در رابطه با همین جشنواره فجر هیچ بخشی را برای سازندگان ساز اختصاص نداده اند و یا اگر هم اختصاص می دهند  خیلی محدود و به صورت رابطه ای برگزار می شود. اگر می خواهند چنین جشنواره ای برگزار شود نباید رابطه ای باشد و از كانال كانون سازندگان ساز خانه موسيقي باشد تا از  سازندگان ساز جوان هم دعوت شود و از سازهای ان ها هم استفاده کنند.مورد ديگر اينكه داوران از بین ساز سازان انتخاب شوند مثلا یک دوره بود که چنین جشنواره ای برگزار شده بود و نوازندگان به عنوان داور  ساز سازان دعوت شده بودند .

هر سال از تعدادی نوازنده تقدیر می شود خب می توان از چند سازنده ساز هم تقدیر کرد.

شما به عنوان سازنده ساز چند نکته در رابطه با نگهداری ساز بیان کنید؟

موقعی که از ساز استفاده نمی کنید حتما ان را در جعبه بگذارید ( منظور از جعبه هارد کیس است نه کیس های برزنتی) و حتما رطوبت گیر در جعبه ساز خود قرار دهيد

ا اگر گوشی خیلی سفت بود گوشی را خارج کرده و مقداری پودر بچه یا صابون خشک به ساقه گوشی بمالند و در سر پنجه ساز قرار دهند تا گوشی نرم حرکت کند.

اما چیزی که معمولا ساز را از کوک خارج می کند نه گوشی و سرپنجه است بلکه از گره سیم ها است. گره سیم ها در اکثر ساز ها خوب نیست و به اين دليل سازها كوك خالي ميكند .

سازهایی که گز می کند به خاطر چند مسئله است که این مشکل پدیدار می شود: مثلا یک پرده ساز پاره می شود و نوازنده  پرده جدید می اندازد و چون سطح و ضخامت پرده ها به هم می خورد باعث می شود ساز گز کند.

شما فرمودید از سال 67 ساز ساختید از چه سالي ساز های شما حرفه ای شد؟

در واقع بايد گفت كه نوازندگان حرفه اي از سال هفتاد و شش به بعد از سازهاي من بيشتر استفاده كرده اند.

نظر شما در رابطه با ساز های ابداعی که تازه ميبينيم چیست؟

باید نیاز یک صدا احساس شود که سازش ساخته شود. ما هنوز از سازهایی که داریم و در جلو دستمان است به نحو مطلوب استفاده نميكنيم و هنوز جاي آن  دارد كه از ظرفيت هاي آن به نحو بهتر و كامل تري استفاده شود اما در مورد سازهاي جديد بايد ديد كه آيا در طول زمان ماندگاري دارد و يا خير .

در اخر اگر صحبتی دارید بفرمایید؟

از تمام معلمان و کسانی که در این سا ل ها من را راهنمایی کردند تشکر می کنم و دست همه ی ان ها را به گرمی می فشارم.

با تشکر از شما

منبع : سايت هنرموسيقي    مصاحبه :  آرپژ خیاط تیموریان

 

+ نوشته شده توسط آرش در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:35 |
 

يكشنبه 14 بهمن 1386

روز شمار تور گروه دستان و همایون شجریان

در پاسخی بر درخواست علاقمندان همایون شجریان و گروه دستان بر آن شدیم که اخبار این مجموعه کنسرت ها را تا  حد امکان از طریق خبرنگاران و علاقمندانی که در کنسرت ها حاضرند بر روی سایت قرار دهیم.

گوتنبرگ 2 فوریه  2008 سیزدهم بهمن 1386
شب کنسرت دستان و همایون شجریان گوتنبرگ میعادگاه عاشقان موسیقی بود استقبال حاضرین بقدری زیاد بود که نمیشد کنسرت را پایان بخشید

استکهلم 1 فوریه 2008 دوازدهم بهمن ماه 1386
همایون شجریان بهمراهی دستان شب سرد قطبی را با شور وعشق شعله ور کردند.
همیشه در این اندیشه بودم که همراهی با دستان بسیار مشکل است.دستانیان از تمپوی خاصی بهره ورند که از نوع دیگریست. هرگز هیچیک از کنسرت هایشان را در سوئد از دست ندادم. حتی یک بار در لندن  و یک بار هم در المان افتخار حضور در کنسرت هایشان را داشتم. و اینبار از روزی که از یکی از دوستانم که سعادت نزدیکی با یاران دستان را دارد و همیشه در کنار انهاست شنیدم که با همایون شجریان پسر استاد مسلم آواز ایران کار خواهند کرد لحضه شماری دیدار این کنسرت را میکردم تا امشب که این سعادت دست داد.با وجود سرمای شدید وقتی به سمت محل کنسرت میرفتم حس میکردم تب کردم و این چیزی نبود جز شوری که از رفتن به این کنسرت داشتم در محل کنسرت همه علاقه مندانی که میشناختم  حضور داشتند و استقبال بسیار خوبی شده بود کنسرت شروع شد .به اطراف نگاه کردم سالن کاملا پر بود. با یک تصنیف در مایه دشتی اغاز کردند تصنیف عاشقانه به راستی که نوازندگان دستان بینظیرند از یک گروه پنج نفری صدای یک ارکستر بزرگ را میشنوی که با مهارتی کامل مینوازند و همایون شجریان چه همسو چه همدل و چه زیبا میخواند قیژک کولی کوک است حقیقتا که کوک بودند هر شش نفرشان و با کوک خود همه سالن را کوک کردند .و آواز بوی عشق بوی عشق میامد و آواز دلشده جمعیت دلشده و دور از وطن را اماده کرد تا با تصنیف وطن بیاد وطن هم نوا شده کنسرت بسیار با شکوه را به پایان ببرند. حال با خود می اندیشم که موسیقی امروز ما با همه ستمی که بر آن روا داشته اند ومیدارند نه تنها نوازندگان بسیار نو آور توانمند و با تکنیک همچون دستان و.... را دارد بلکه خوانندگان جوانی همچون همایون شجریان سالار عقیلی و....را داراست که نشان پویائی و پا برجائی این موسیقی است.با آرزوی موفقیت وسلامتی برای این عزیزان به انتظار کار های بعدی مینشینیم

 

( مهناز ابطحي )

 

                                       فرانکفورت30 ژانویه 2008 دهم بهمن ماه 1386

همایون شجریان ودستان چاووشی دیگری آفریدند
فضای کنسرت آلمان در قیاس با دو کنسرت قبل این گروه تفاوت محسوسی داشت. با وجود اینکه کلیت کنسرت برای جمعیت حاضر در سالن تازگی داشت.گویا تصنیف های بوی عشق، زهی عشق، چین زلف، اسرار عشق ،و بیش از همه قیژک کولی را کاملا میشناسند. تصنیف وطن ساخته سعید فرج پوری با کلامی از سیاوش کسرائی فضای سالهای اول انقلاب وکار های آن دوران را که استاد شجریان به همراه یاران انجمن چاووش گروه های عارف وشیدا اجرا نموده بود برای حاضرین در سالن تداعی نمود و بیش از همه مورد توجه قرار گرفت

میلان 26 ژانویه 2008 ششم بهمن ماه 1386
میلان دستان وهمایون شجریان را به گرمی پذیرا شد

۱- عکس

۲ - عکس

۳ - عکس

۴ - عکس

-726 53 10 ونیز 24ژانویه 2008 چهارم بهمن ماه 1386 
ونیز با آوای دستان و همایون شجریان به وجد آمد.


سایت هم آواز


سایت دل آواز

برنامه های آینده

Oslo 04.02.08 info:0047-2-2361084

London 06.02.08 info:0044-20-7730 4500 www.cadoganhall.com/bookonline.html
Munster 08.02.08 info: 0049-251-867169 & 0049-172-5308524

Berlin 09.02.08 info:0049-30-609770-0 www.werkstatt-der-kulturen.de

Antwerpen 15.02.08 info: www.zuiderpershuis.be

Amsterdam 16.02.08 info: www.tropentheater.nl
Den Haag 17.02.08 info: www.korzo.nl     

منبع : سايت هنرموسيقي 

 خبرهاي مرتبط :

روز شمار تور همايون شجريان به همراه گروه دستان
گزارش تصویری/ برگزاری کنسرت شهرام ناظری در وین
کنسرت شهرام ناظری و کامکارها در جشنواره موسیقی فجر
تنبورزن چيزه‌دست ايران با نوازنده‌ي ترك هم‌نوا شد
با ياد تاج اصفهاني، شهناز و كسايي، نواي موسيقي اصفهان در تهران پيچيد
كنسرت شجريان هم برپا شد : شجريان و مشكاتيان همديگر را در آغوش كشيدند ( مجموع گزارشها و يادداشتهاي خبري)
نگاهي به كنسرت‌هاي مهم فصل دوم سال : تابستان داغ و كنسرت‌هاي ماندگار
كنسرت مشترك كلهر و نوربخش در پاريس‌
گزارش لوموند از کنسرت شهرام ناظری در پاريس
حضور صحنه‌اي لطفي پس از 25 سال
 
 

+ نوشته شده توسط آرش در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 6:5 |
 

شنبه 13 بهمن 1386

انیو موریکونه موسیقی فرزند صبح را می‌سازد

 

کارگردان فیلم سینمایی "فرزند صبح" از انجام مذاکرات اولیه با انیو موریکونه، آهنگساز سرشناس ایتالیایی، برای ساخت موسیقی متن این فیلم خبر داد.

بهروز افخمی درباره ساخت موسیقی فیلم سینمایی "فرزند صبح" به خبرنگار مهر گفت: "مذاکرات اولیه‌ای با موریکونه در این باره صورت گرفته است. او آهنگساز خوبی است و همراه پسرش موسیقی این فیلم را می‌سازد. معمولاً پسرش برای ساخت موسیقی به او کمک می‌کند و ما ارتباط مستقیم موریکونه پسر داریم."

وی درباره زمان ساخته شدن موسیقی "فرزند صبح" افزود: "باید تدوین فیلم به زودی تمام شود و او فیلم را ببیند. البته ساخت موسیقی باید تا قبل از تابستان انجام شود، چرا که ارکسترهای غربی در تیر و مرداد تعطیل هستند و چون موریکونه برای ساخت موسیقی از ارکستر استفاده می‌کند، کار باید به موقع انجام شود. تاکنون هم سیف‌الله داد 20 دقیقه از فیلم را تدوین کرده است."

"فرزند صبح" روایتگر زندگی بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در دوران کودکی و نوجوانی است. در این فیلم آرمان ایرانپور، هادی حیدری و عبدالرضا اکبری بازیگران کودکی، جوانی و میانسالی امام (ره) بوده‌اند. عبدالرضا اکبری، هدیه تهرانی، آتیلا پسیانی، محمدرضا شریفی‌نیا و الیکا عبدالرزاقی از بازیگران فیلم به تهیه‌کنندگی محمدرضا شرف‌الدین هستند.

انیو موریکونه آهنگساز 80 ساله ایتالیایی ساخت موسیقی بیش از 500 فیلم سینمایی و تلویزیونی را به عهده داشته و بسیاری از کارشناسان موسیقی متن وسترن‌های اسپاگتی سرجیو لئونه از جمله "به خاطر یک مشت دلار"، "به خاطر چند دلار بیشتر"، "خوب، بد، زشت" و "روزی روزگاری در غرب" را اوج کار او در آهنگسازی می‌دانند.

این در حالی است که موریکونه تنها موسیقی 30 فیلم وسترن را در کارنامه دارد. از دیگر کارهای برجسته وی می‌توان به "سینما پارادیزو" و "مالنا" جوزپه تورناتوره، "تسخیرناپذیران" برایان دی‌پالما و "لولیتا" آدریان لین اشاره کرد. موریکونه سال 2007 یک اسکار افتخاری به خاطر یک عمر فعالیت پرثمر سینمایی گرفت.
منبع : مهر

 

+ نوشته شده توسط آرش در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 6:12 |
 

آلبوم رسوای زمانه اثری از همایون خرم با صدای علیرضا قربانی

ساختار شکنی در حوزه موسیقی ایرانی اتفاق مهم سال بود
هنرمندان موسیقی در سال 86 بر مبنای اصالت های موسیقی اصیل ایرانی با اجرای کنسرت های متعدد همت کردند و هریک از آنها با ساختار شکنی های خود توانستند پاسخگوی سلیقه مردم باشند.
همایون خرم آهنگساز با بیان این مطلب با دسته بندی رویدادهای مهم موسیقی ایران در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : برگزاری کنسرت محمدرضا لطفی پس از سالها، آغازگر موج نو موسیقی در سال 86 بود تا جائیکه پس از آن شاهد بودیم که هریک از هنرمندان به فراخور حال خویش کنسرت هایی برگزار کردند که از آن جمله می توان به اجرای گروه موسیقی "آوا" به خوانندگی محمدرضا شجریان و کنسرت گروه "هم آوایان" به سرپرستی حسین علیزاده اشاره کرد.

وی درادامه خاطرنشان کرد : جوانگرایی در هنر موسیقی از ویژگی های مثبت موسیقی در سال 86 بود به این معنا که بسیاری از گروه های جوان با اندوخته های بسیار پربار از هنرمندان پیشکسوت توانستند اجرای های خوبی را به نمایش بگذارند به عنوان مثال آقای اصفهانی و مختاباد به عنوان خوانندگان جوان در عرصه موسیقی برخی از آثارمرا اجرا کردند که به نظرم اجراهای خوب و پخته ای بود و از این جهت می توان به آینده هنرمندان جوان در سالهای بعد امیدوار بود.   

این هنرمند پیشکسوت سیاست های اجرا شده خانه موسیقی را مثبت ارزیابی کرد و گفت : خانه موسیقی با مدیریت هنرمند جوان حمیدرضا نوربخش و با همیاری سایر هنرمندان در اجرای برنامه های تعیین شده برای سال موسیقی بسیار موفق عمل کرد برگزاری کنسرت بزرگان موسیقی از جمله فعالیت های خانه موسیقی بود.  

خرم فعالیت حوزه نشر آثارموسیقی در سال 86 را ضعیف ارزیابی کرد و گفت : حوزه نشر آثارموسیقی از جمله مسائلی است  که در طول سال جاری ضعیف بود، درحالی که با وجود آثارغنی موسیقایی موجود ، بهتر از این می توانست خود را نشان دهد .   

وی در با انتقاد به برنامه های تولیدی موسیقی صداو سیما گفت : صدا و سیما ضعیف ترین ارگان در حوزه تولید آثار موسیقایی بود به گونه ای که شاهد بودیم برنامه های تولید شده در نازل ترین شکل ممکن و بدون هیچ گونه کارشناسی از رادیو و تلویزیون پخش شد ؛ در واقع مسئولان در مرکز موسیقی صداوسیما به کمیت بیش از کیفیت اهمیت دادند و همین مسئله موجب شد مردم به عنوان مصرف کننده نهایی از مجموع آثاراین مرکز رضایت نداشته باشند.        

همایون خرم درپایان درباره برنامه های آینده خود گفت :آلبوم "رسوای زمانه " با آواز علیرضا قربانی که دربرگیرنده مجموعه ای از آثار من همچون"قند پارسی"،"غمگین چو پاییز"،"راز دل" و "فراق" است که توسط انتشارات "هزار ترانه " منتشر می شودو درواقع این آلبوم رابه عنوان عیدی به همه علاقمندان هنر موسیقی تقدیم می کنم.
 


   منبع خبر : خبر گزاری مهر

 

   منبع خبر : خبر گزاری مهر

 

+ نوشته شده توسط آرش در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 0:45 |



سایت :: ديکشنري آنلاين